خداوند، خالق علوم

خرید بک لینک

در ابتدای جلسه استاد زهرایی فرمودند: رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن، به طور کلی. و دوم برداشت از یافتن، و یا چگونگی برداشت از یافتن می باشد.

برای مثال؛ چگونه علم پزشکی توانست عفونت ها را درمان کند؟ در ابتدا یکی عفونت را پیدا کرده و ناظر بر این بود که عفونت چه میکند؟ در پی آن چگونگی درمان پیدا شد.

به طور کلی برای حل مشکل ابتدا باید سرمنشأ آن پیدا و مشخص شود. سپس راه های حل مشکل بررسی و اجرا شود. عموماً علم در راه بررسی چگونگی فرآیند تغییر، تبدیل و ترخیص می باشد. ذهن بشری قائل به اندوخته های فیزیکی می باشد.

علت اصلی بنیان کج فهمی و دیرفهمی تفکر غلط است. به طور کلی بر مثلث تجربه، تفکر و آموزش، دانایی سوار است. چه اتفاقی می افتد که یک فرد مصرف کننده ای که با تمام مسائل و مشکلات اعتیاد آشنا شده و آموزش های لازم را تا حد قابل قبولی گرفته است اما به سر خط نمی رسد؟

از دیدگاه فلسفه آن شخص هنوز به نقطه تفکر لازم نرسیده است. استاد در توضیح جهان بینی فرمودند: جهان بینی دو تعریف دارد: یکی اینکه به احساس، برداشت، ادراک و دریافت ما جهان بینی گفته میشود. دیگری اینکه از نتیجه احساس، ادراک و دریافت، برداشت حاصل خواهد شد. این دو تعریف، تعاریف متفاوتی نسبت به یکدیگر هستند.

در یک زمان فرد باید مسئله ای را احساس کرده و بعد به تفکر برسد و تأثیر خود را در صور پنهان گذاشته و سپس برداشت نهایی از مطلب حاصل شود.

برای اکثر افراد اتفاق می افتد که در توضیح یک مسئله یا اتفاق نمی دانند که چگونه برایشان اتفاق افتاده، اطلاعی از زمان، مکان و چگونگی آن ندارند. دلیل بر این است که از قبل پیش زمینه ای در این باب همراه او بوده است که صفت و تفکر آن اتفاق او را انتخاب کرده است.

برای مثال؛ در دبستان پذیرای یک کودک 2 ساله نخواهند بود زیرا از بستر، شرایط، سن و اقتضای سنی، درک، دریافت و سرعت انتقال برخوردار نیست و قاعدتاً مدرسه، معلم، قلم، کاغذ و غیره برای کودک دو ساله معنا و مفهومی نخواهد داشت.

افرادی که در کنگره حضور پیدا میکنند و ماندگار میشوند به طور قطع شرایط حضور و ماندن در کنگره درون این افراد از قبل وجود داشته است. به اعتقاد بنده؛ کسانی که کنگره را پیدا می کنند، در اصل کنگره آن ها را پیدا کرده و همه مسبوق به سابقه هستند و این سابقه به نقطه ای می رسد که از طرف کنگره دعوت میشوند.

به گفته جناب مهندس دژاکام: فرآیند بیوشیمیایی و الکترومغناطیسی که بین نوروترانسمیترها در بدن اتفاق می افتد، مفهوم این مطلب را به این شکل می توان بیان کرد که وقتی فرد وارد پروسه درمان می شود در آن زمان درمان در حال شکل گرفتن است. این رازآلودگی و این پیچیدگی که تنیده است در صور آشکار و پنهان بین جهان فیزیکی و جهان غیر فیزیکی، ابدی است. علم بر یک سری از مسائل و اتفاقات پیرامون انسان شرحی برای توصیفشان ندارد.

اتفاقاتی که تحت تأثیر نیروهای غیر فیزیکی رخ می دهند در حالی که تجزیه و تحلیل بسیاری دارند، اما ذهن تمام متفکرین عالم در باب توضیح فیزیکی آن ضعیف است.

سردار می فرمایند:

وقتی در ابتدای راه قدم می نهیم باید یقین داشته باشیم که توشه راهی با ما همراه بوده و ما را به این منزل هدایت می کند. اما در پایان راه مورد سوال واقع می شویم که چه چیزی مهیا کرده ایم؟

در کلام خداوند: اگر پرسش من وجود نداشت که شما از پیش چه چیزی آماده کرده اید؟ شما رها شده و آزاد به انجام هر کاری می شدید.

اگر قیامت و یا روز پرسش وجود نداشت، تمام جهان هستی تکه تکه و نابود می گشت. نماد محبت درونی انسان، محبت میان سیارات و کهکشان هاست که از دوران بسیار دور وجود داشته و پایه و بنیان این نظم است. اگر باشد هست، و اگر شما می بینید بوده است.

برای مثال؛ هسته اصلی سنگ در جهان دیگر به شکل دیگری است و ما در این جهان به شکل سنگ و جسمی قابل لمس می بینیم. اگر ما میگوئیم که نمیدانم چگونه انجام می شود ولی دلم گواهی میدهد که انجام خواهد شد، یقین بدانید که گواهینامه آن از قبل صادر شده است.

وقتی نقطه تفکر برای رهجو روشن شده و راه پیدا می شود و رهجو به سر خط می رسد و استاد برای او مهیا می گردد. این زمانی است که رهجو از تاریکیها رو برگردانده و به ابتدای راه رسیده است. یعنی اول روشنایی ها، پرهیز از ضد ارزش ها، پرداختن به ارزش ها، خودداری، صبر، قناعت، پس انداز، غیبت نکردن و غیره از مواردی هستند که رهجو پس از رسیدن به سر خط باید به آنها بپردازد. نقش حکاکی شده بر روی بهترین قاب و بهترین سنگ هرگز متلاشی نخواهد شد.

اما درباره باور انسان و تغییر آن؛ تغییر باور و اعتقاد در افراد فقط با لمس کردن، احساس کردن و تجربه کردن باور نو امکان پذیر است.

تحکیم بندهای ما با بندهای اولین، منطبق شدن باورهای درونی با باورهای راستین است. اگر در ظاهر، جسم، چهره و حس فردی تعادل دیده شود. بدون شک به طور نسبی سلامت در سیستم بیوشیمی آن فرد وجود دارد. به گفته استاد از قول بزرگان:

"انسان در قالب تن مانند سرب سنگین است وقتی قالب تنایی جا ماند، مانند پرواز پرنده سبک است." در هر حال سبکی وجود دارد اما گاهی مانند کرکس می پریم و گاهی مانند عقاب. همه چیز دو جهت دارد، حتی عقل در راه ضد ارزش ها کار قضاوت و فرماندهی را انجام میدهد.

تهیۀ گزارش-مسافر صادق نقوی

لژیون استاد زهرایی


برچسبها: دانایی, علم, کنگره60, لژِیون زهرایی, درمان اعتیاد
کنگره 60 - درمان اعتیاد...

ما را در سایت کنگره 60 - درمان اعتیاد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 13:55

صفحه بندی