ترس

خرید بک لینک

استاد در ابتدا در مورد علت ایجاد ترس فرمودند میگویند ترس در مواجهه با عملی فکری یا چیزی به وجود میآید زیرا ترس به خودی خود به وجود نمیآید اما گاهی اینگونه نیست و ترس به خودی و خود با انسان است این همان جایی است که باید یک قدم از مفاهیم جلوتر باشیم. مثالی هست که می گویند کودک از عقرب نمی ترسد زیرا نمی داند عقرب کشنده است اما گاهی برخی کودکان از دیدن هیبت عقرب میترسند و فرار میکنند . دو کودک را مثال میزنیم که هر دو تا به حال عقرب را ندیدند اما یکی و عقرب نزدیک شده و به آن دست میزند اما دیگری از آن میترسد و فاصله میگیرد هر دو نا آگاهند اما تفاوت و موضوعی که در این میانه است ، ترس القاءایست .گاهی اوقات به علت ترسو بودن والدین و ترساندن کودک از هر تجربه ای باعث ایجاد ترس در کودک میشود به عنوان مثال زمانی که مادر کودک از حشره ترسیده کودک را در آغوش گرفته و فرار میکند، که در اینجا ترس خود را به کودک القا می کند . ترس القایی پیچیدهتر از ترس بازدارنده است به عنوان مثال در زمان پله کم کردن مسافر ، مسافر دیگری می گوید پله کم کردن کار سخت و دشواریست و درد بسیار را باید تحمل کنی و غیره حال آن مسافر تا نصف سفر خود را نیز انجام داده و پله هم کم کرده و مشکلی هم نداشته اما ترسی را که آن مسافر به وی القا کرده همانند چوب لای چرخ عمل خواهد کرد ایجاد مشکل میکند .اما نتیجه ای که از بحث فوق می توان گرفت این است که ااقا از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است . اگر با انسان افسرده و ناامیدی همراه و همسفر شویم به مرور زمان افسردگی و ناامیدی اش در ما نیز اثر خواهد گذاشت و بر عکس این موضوع نیز میتواند اتفاق بیافتد که اگر ناراحت و غمگین هستیم، با انسانی امیدوار و شاد همراه و همسفر شدیم شادی و امیدواری آن شخص در ما نیز اثر خواهد گذاشت . در پایان سفر دو انسان متفاوت خواهیم داشت یا انسانی نامید و افسرده ؛ یا انسانی امیدوار و شاد.

استاد در راستای بحث القا فرمودند کنگره مانند استخر پر آبی است که اگر وارد آن شویم لاجرم خیس خواهید شد بدین معنا که غیر ممکن است آموزش ها در شخص اثر نگذارد حتی اگر روزی نیز از حال خوبی برخوردار نباشد اما اثر را خواهد گرفت همانند اینکه شخصی در استخر باشد و تحرک و شنای زیادی نیز نداشته باشد اما ماهیچه ها اثر را گرفته اند. با طرح این مسئله خواهیم فهمید که تاکید بر حضور و بودن در جلسات از چه اهمیت بالایی برخوردار است.

استاد در ادامه فرمودند به راستی علت جمع شدن ما در این مکان (کنگره ) چیست ؟ بنیان این اتفاق این است که ما در بنیاد یکسری قوانین عاقلانه عالمانه علمی ، در حال تغییر جایگاه و در جهت به دست آوردن دانایی های نیک تلاش میکنیم اما چرا می گوییم بر بنیاد قوانین علمی ؟ زیرا قوانین علمی بیان میدارند که تکامل انسان در جمع اتفاق می افتد . اگر قرار بود که شخصی به تنهایی بتواند مسیر تکامل و انسان بودن و انسان شدن را طی کند زندگی بشر به شکل کنونی نبود . البته هستند اشخاص معدودی که تنهایی را ترجیح داده و از زندگی اجتماعی کاملا به دور هستند و قائدتا از حال خوبی نیز برخوردار نیستند کنگره مکان تضارب آراست . در جلسات هر شخصی در موضوع مورد بحث ، نظر و رای و تجربه خود را بیان میدارد . بیان این نظر آرا و تجربیات در دیگران اثر گذاشته و تبدیل به تجربه جدید خواهد شد.

استاد در ادامهی بحث ترس به مسئله شرک پرداختند و فرمودند زمانی که به مسئله ترس دقت کنیم و رد پای شرک را در آن مشاهده خواهیم کرد تا به حال تعریف درستی از شرک ارائه نشده است اغلب تصور میکنند که شرک که عبارت است از اینکه بگوییم دو خدا وجود دارد امروزه هیچ شخص عاقلی در عالم نیست که به این موضوع از این زاویه نگاه و این عقیده را داشته باشد در زمان های دور و شاید هزاران سال پیش انسانها به جای پرستش خداوند بت میپرستیدند که در بین اعراب نیز این موضوع بود که اسامی برخی از آن بتها در کتاب شریف نیز وجود دارد.

انسان ها در ابتدا برای هرکدام از توانایی ها و بخش های بنیادین طبیعت نگهبانانی را قائل بودند به عنوان مثال عقیده داشتند که آب ، زمین و باد دارای نگهبانانی هستند . خداوند نیز می فرماید که باد ها ، ابرها ، گردش زمین و ستارگان و ماه ، به امر من است . اما آیا خداوند خود این اعمال را انجام میدهد یا فرمانده هان رده پایین فرمانده؟

فرمانده ارتش بزرگی را تصور کنید که در حال جنگیدن در صف اول باشد در آن صورت چه کسی ارتش را راهبری خواهد کرد ؟

رب النوع هایی که انسان می شناخت در اثر تغییرات تاریخی و جهالت برخی انسانها به خدا تبدیل شدند اما در حقیقت خداوند یک خداست . به عقیده من در طول تاریخ هیچگاه دو خدایی وجود نداشته است کج فهمی در مورد نیروهای ماورا و مراتب آنها بوده است ، در غیر این صورت هیچ عقلی نمیتواند بپذیرد که دو خدا وجود دارد .

حال زمانی که میخواهیم ترس را بررسی کنیم ردپای

ترس را در شرک مشاهده میکنیم.

با توجه به توضیحات بالا شرک بدین معنا نیست دو خدا وجود داشته باشد و برای خداوند شریک اسمی قائل شویم معنای شرک یعنی توانایی های خود را به واسطه عبور از خطوط قرمز از دست بدهیم و بهترین نماد آن اعتیاد است .

خمر ، خط قرمز است . اگر سیستم بیوشیمی از تعادل خارج شود بر روی افکار و اندیشه انسان پرده کشیده خواهد شد اگر خمر استفاده شود چه اتفاقی خواهد افتاد و بنیادی ترین مسئله در مورد خنده چیست ؟

ساقط کردن فرماندهی شهر وجودی . مهندس به سادگی بیان می دارد که حتی خواب ، غذا خوردن و دستشویی رفتن نیز در اختیار انسان نیست ، گاهی صحبت کردن نیز به فرمان انسان نیست .

این بدین معناست که فرمان در دست مواد است شخص اختیاری از خود ندارد .به طور کلی عمق فلاکت و بدبختی برای هر انسانی از دست رفتن فرماندهی است در واقع مشرک کسی است که در توانایی های فردی اش شریک پیدا شود .

باید گفت مصرف کنندگان مواد مخدر مشرک ترین انسان های روی کره خاک و شاگردان ابلیس هستند. به دلیل اینکه هیچ چیزی مانند خمر فرماندهی را از انسان ساقط نمی کند.

زیرا مواد مخدر در یک جنگ نرم موذیانه و مرموز و کندرو و مهندسی شده انسان را به عمر تباهی می کشاند که نتیجه آن از دست دادن توانایی هاست زیرا زمانی که میخواهی دوست داشته باشی یا تنفر داشته باشی اما نمی توانی.

پیــش دیــر افعال او نو پیشهایــم

این جهان فعل است و ما اندیشهایم

حکمت اندیشهها را ریشهایست

پـیش از انجام عمل اندیـــشهایست

در رهِ درمــــان مــردم مـــوتـــلــف

بـــود در شـهری شـــیوخی مختلـــف

هـــر یکی را دارویـــی بــهر مِحَن

مـــجتـــمع امّــــا پـــراکنــده سخـــن

بـــرخ دیــگر بادۀ شیطان سبـــو

برخـــی از آنــــان به آمـــاج نــــکـــو

عدهای با جهل و با بیـــداد و کیـن

عــــدهای با عــــقل و با مـــهر و متین

وان دگر از بوی الکل گشته مست

این یـــکی را گاوزبان اســـباب دست

اسطــوخودوس و قَرنفل در میـــان

سنبـــل طیـــب و بُـــن شیرین بیان

قصـــههای مختـــلف پـــرداختـند

لیــــک هر یک چون که رَه نشناختند

رد و پای شرک به این دلیل است که زمانی که انسان فرماندهی شهر وجودی خویش را از دست داد عملاً وارد عرصه ناتوانی می شود. زیرا زمانی که عقل فرمان صادر می کند توانایی انجام آن در شخص وجود ندارد . زیرا شخص در شرایطی در معرض از دست دادن آزادی آبرو و غیره قرار میگیرد.

شرک یعنی در توانایی ها و انجام فرامین عقل شریک داشته باشد همانند بیماری که بدنش دارای انگل باشد و غذای خورده شده را با آن انگل شریک می شود که شیره جانش را می مکد .

بسیار مهم است که بدانیم که شناخت ویژگی هایی که همراه انسان ازلی و ابدی است از چه اهمیت بالایی برخوردار است .به عنوان مثال باید دانست که زمانی که انسان می ترسد ، چه اتفاقی برایش افتاده است و علت ترس چیست ؟

اگر صورت مسئله ترس روشن شود به احتمال بسیار زیاد می توان از آن عبور و بر آن غلبه کرد . در سی دی ترس استاد امین میفرماید انسان های بسیار شجاع کسانی هستند که درجات بسیار عمیق ترس را تجربه کرده باشند. به عنوان مثال پزشکی که در دوران دانشجویی با دیدن خون از هوش می رفته ، ترس زیادی را تجربه کرده اما اکنون با تجربه مجدد ترسها به درجهای میرسد که جراحیهای پیچیده ای را انجام میدهد .

اگر انسان از ترس های عمیق به درستی عبور کند به شجاعت بالا دست پیدا خواهد کرد . نمیتوان هیچ ظرفیت بالا و سالمی را در هر زمینهای به دست آورد مگر اینکه ظرفیت قبلی تخریب شود . به عنوان مثال باید ساختمان کلنگی قدیمی تخریب شود تا به جای آن ساختمان چند طبقه و جدید و بنا شود . بعضی می گویند که چرا خداوند در کتاب شریف عنوان میکند : لا یکلف الله نفسا الا وسعها ( خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانش تکلیف نمی کند) اما سوال اینجا پیش می آید که گاهی اوقات شخصی با شنیدن خبر بدی به هم میریزد و گاهی بیهوش و سکته می کند آیا این موضوع با کلام خداوند منافات ندارد؟

تعبیر من این است که در آن آیه خداوند از ظرفیت انسانی سخن می گوید نه از شخص خاصی . آیا ظرفیت انسان متعادل این است که با شنیدن خبر بدی سکته کند و یا حتی بمیرد؟

در بازگشت به بحث ترس استاد فرمودند سالها طول کشید تا من بپذیرم که اگر شخصی از دروغ بدش می آید و با شنیدن دروغ به هم میریزد ، میتواند دروغگو باشد به این معنا که جنس و دروغ در شخص وجود دارد و آن را میشناسد .

انسانی که ترس دارد ، خشم در درونش وجود دارد و باید دید که ترس در کجاست ؟ گاهی شرایط ایجاب می کند که ترس بروز کند و گاهی خشم . به عنوان مثال انسان هنگام درگیری با شخصی می ترسد و فرار میکند اما بعد از آن خشم خود را روی اعضای خانواده خالی میکند که ریشه آن خشم در ترسی بوده که از درگیری با آن شخص داشته است.

پس شرایط درگیری ایجاب میکرده که ترس خود را بروز دهد و در شرایط دیگر خشم بر خانواده . خشم و ترس همانند دو کفه ترازو هستند برای در تعادل نگه داشتن همدیگر .

ترس یکی از اصلیترین مکانیزم های نیروهای منفی است ، یعنی زمانی که نیروهای منفی بخواهند انسان را از انجام دادن کاری باز دارند از ترس استفاده میکنند . اصلیترین مکانیزم برای حل ترسهای بازدارنده رو در رو شدن با آن ترس هاست . به عنوان مثال شخصی میخواهد در جمع سخنرانی کند یا ساز بنوازد ، دچار ترس و اضطراب میشود ترس از خراب کردن سخنرانی یا بد نواختن . حال چه زمانی میتواند به این ترس خویش غلبه کند؟

زمانی که سخنرانی را آغاز و یا شروع به نواختن کند، در غیر این صورت آن ترس تا ابد با وی باقی خواهد بود

منشاء بسیاری از به هم ریختگی های درونی در

انسان از ترس ها نشات می گیرد . اگر شخصی بگوید که از چیزی نمی ترسد ، یا ترس را نمی شناسد یا خودش را . چون از دید عوام ترس جزء صفات خوب نیست و از آنجا که توانایی ها را زیر سوال برده و محدود مینماید نسبت به آن جبهه دارند.

کسی که ترسهایش را می شناسد و به آن اذعان دارد جلوتر از کسی است که ترس هایش را نمی شناسد و آنها را پنهان میکند. خیلی اوقات اشخاص برای توانمند نشان دادن خود ترس هایشان را پنهان میکنند که با این عمل ترس از بین نخواهد رفت . مانند پنهان کردن آشغال ها در زیر فرش که در طول زمان عیان و باعث پوسیدگی فرش خواهد شد.

در مورد احتیاط یا ترس نیز باید گفت که به هر مقدار دانایی عقل بالا رود تفاوت بین ترس و احتیاط بیشتر مشخص و عیان می شود و تشخیص خواهیم داد که چه زمانی موقع ترس است و چه زمانی موقع احتیاط.

به عنوان مثال در زمان کوهنوردی هنگامی که جای دست را محکم نکرده باشیم ، این عین حماقت و بی احتیاطی است که در ادامه ترس را نیز به دنبال خواهد داشت .

یا همانند مادری که با بی احتیاطی کودک خویش را در اتومبیل روشن تنها می گذارد که منجر به دزدیده شدن اتومبیل و از دست دادن کودک خویش شده که در ادامه ترس و اضطراب و نگرانی را به دنبال خواهد داشت . بنابراین به هر میزان که عقل تواناتر باشد ، مسائل برای انسان روشنتر خواهد بود.

تهیه گزارش مسافر محمود

لژیون استاد زهرایی


برچسبها: ترس, صفات, فرماندهی, کنگره60
کنگره 60 - درمان اعتیاد...

ما را در سایت کنگره 60 - درمان اعتیاد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 98 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 7:00

صفحه بندی