جغرافیای درون

خرید بک لینک

 استاد در ارتباط با دستور جلسه " وظایف راهنما و رهجو "  فرمودند: خاصیت دستور جلسات کنگرهxadای در این است که اولین اِتلاقَش به شرایط خودِ ما در کنگره است، یعنی اولین و مهم ترین هدف که اگر نباشد، کنگره نیز معنی نخواهد داشت و آن هدف، رسیدن به تعادل است و تنها درمان، کافی نیست.

استاد فرمودند: اگر به درمان برسیم، به تعادل رسیده ایم، اما گاهی اوقات اگر در این مطلب، کمی عمیقxadتر شویم،  میxadبینیم که حتی میانِ درمان و تعادل نیز، فاصله وجود دارد. اِتلاقِ همۀ دستور جلسات، مربوط به مباحثِ درونیِ کنگره است. دلیل انتخاب دستور جلسه  " وظایف راهنما و رهجو " از سوی جناب مهندس، تنها نبودنِ رهجو بوده و باید بدانیم که وجود رهجو بدون وجود راهنما معنی ندارد. برای مثال: برای فتح یک قلّه، اگر راهنمایِ راه، همراهمان نباشد، بدون شک، هرگز نمیxadتوانیم به تنهایی و بدون آگاهی از مسیر، مشکلات و راهxadxadحلxadهای آن، به فتح قلّه دست پیدا کنیم. به اعتقاد استاد، ما حتی با خواندن کتاب " عبور از منطقۀ 60 درجه زیر صفر " و گوش دادن به سی دیxad های آموزشی، هرگز بدون راهنما به آن تعادل نسبی که هدف کنگره برای هر رهجو است، نخواهیم رسید. مانند آنکه بگوییم، خداوند کتاب آسمانی را بدون پیامبر و راهنما برای مسلمانان فرستاد. مانند آن است که در بیابانی باشیم و استادِ زمین شناسی نباشد که محلِ وجود آب را به ما نشان دهد. حتی در میان بزرگان فلسفه و علوم نیز هیچ فردِ خودساختهxadای وجود ندارد.

تمامِ انسانxadها در تمامِ مراحل زندگی، به وسیلۀ راهنما، مسیر را طی میxadکنند.

شاگرد که مُهیا باشد، استاد نیز خواهد آمد.

حضرت حافظ میxadفرمایند:

بی پیر مَرو تو در خرابات، هرچند سِکندَرِ زمانی

در زندگی، ممکن است راهنما، پدر و مادر باشند و یا اشخاص دیگری غیر از آنxadها.

در قدم اوّل، معنای این موضوع، برای ما، در کنگره است.

رهجو یا راهxadجو

وقتی از لحاظِ فلسفی، راه را ترسیم میxadکنیم، یعنی فاصلۀ بین دو نقطه. یعنی باید هم مبداء و هم مقصدی در کار باشد. همۀ حرف در این مبداء و مقصد است. ما کجائیم؟ به کجا خواهیم رفت و خواهیم رسید؟ خیلی از ما حتی نمیxadدانیم کجا هستیم. کجاییِ اوّل، معنایِ کجا بودنِ ما در محل فیزیکی و جغرافیاییِ ماست که در کدام کشور، کدام شهر و در کدام محلّه و نقطه قرار داریم؟ و کجاییِ دیگر، جایگاه درونیِ ماست. طول و عرضِ جغرافیاییِ درونیِ ما، با چه معیاری سنجیده میxadشود؟ چطور بدانیم که کجای کار هستیم؟

بیش از آنکه مبداء، تعیین کنندۀ مکانِ درونیِ ما باشد، مقصدِ ما تعیین کنندۀ اصلی است. ما اغلب نمیxadدانیم که در کجا قرار داریم؟! اما اگر بدانیم به کجا خواهیم رفت، مقصدمان را بدست خواهیم آورد. چقدر انسان هستیم؟ چقدر ظرفیت داریم؟ چقدر شناخت پیدا کردیم؟ چقدر قوّۀ تشخیصِمان بالا رفته است؟ و چه کسی میxadتواند میزانی برای تمام این ها در وجود خود تعیین کند؟

چیزی که باعث تعالیِ این دانش میxadشود، مقصد است. اگر مقصد را بدانیم، لاجَرم، راه برای ما تعیین شده است. راه بدون راهنما هیچ معنی ندارد. برای مثال: راهنمای رسیدن به غذا برای ما، گرسنگی است.

مولانا می فرمایند:

پنج حِس از درون ماسورِ او، پنج حِس از بُرون مامورِ او. دَه حِس است و هفت اندامِ دِگر.

وظیفۀ مامور، چه تشویق و چه تنبیه باشد، راهنمایی است. ما به طور مطلق هیچ گاه بدون راهنما نیستیم، اما راهنما یا پیامبر دو نوع هستند. یکی درونی و دیگری بیرونی. راهنمای درونی بدون راهنمای بیرونی، به هیچ کاری نخواهد آمد.

استاد فرمودند: من گُم شده بودم و پریشانیِ ناشی از گُم شدن را حِس میxadکردم.

ویژxadگیxadهای یک گُم شده چیست؟ پریشان احوالی، یکی از ویژگیxadهای ذاتیِ گُم شدxadگی است. باید بدانیم که در وجود همۀ ما، بدون شک، شوری وجود داشته است که راهنما برایمان فراهم گشت.

کسانی هستند که سالxadهای سال از کنار کنگره رَد شده و بدون آنکه از این مکان و عَملی که درون آن صورت میxadگیرد اطلاعی داشته باشند، در حالی که خود مصرف کننده مواد مخدّر بوده اند. دلیل، مُهیا نبودن آنxadها بوده است. کسی که وارد کنگره میxadشود، باید بداند که انتخاب شده است و در ادامه و عمل، این انتخاب را لَمس خواهد کرد.

هر مجموعه ای همچون سازمانxadها، تَشکُلxadها، حکومتxadها و یا ممالِک، اگر صاحب شرحِ وظایف و قوانین نباشند، چه سالم و چه ناسالم و فاسد، غیر ممکن است که به هدف برسند. همۀ ما برای رسیدن به هدف، نیاز به چهارچوب و قانون داریم. برای مثال: برای رفتن به شمال، هزاران راه وجود دارد، اما یکی از آنxadها آسفالت شده، آماده و نشانهxadگذاری شده و دارای قانون است.

باید بدانیم که هر راهی، راه نیست. همۀ آن چیزی که تا امروز ما را در کنگره حفظ کرده است، قوانین و اصول و بنیانxadهای آن میxadباشد و رعایت نکردن آنها باعث نابودیِ درونیِ کنگره خواهد شد.

اگر هدف، درمان و تعادل باشد، با مسیرِ نشانهxadگذاری شده به انتها رسیده و به مقصد دست پیدا خواهیم کرد. اگر مسیرِ مشخص و نشانهxadگذاری شده وجود نداشته باشد، هر چقدر هم که هدف، متعالی باشد، هرگز به آن نخواهیم رسید.

هدف زمانی معنا دارد که در صِراط مستقیم به آن برسیم. هدف وسیله را توجیه نمیxadکند برای مثال: هدف پول است، اما دلیلی ندارد تا برای بدست آوردنش دست به دزدی زد. برای رسیدن به هدف، باید در مسیر درست و با طِی سختیxadهای مسیر و رعایت اصول و قوانین به مقصد نزدیک شد و به آن دست پیدا کرد.

تهیه گزارش - مسافر احسان

لژیون استاد زهرایی


برچسبها: رهجو, راهنما, جایگاه, درمان اعتیاد, کنگره60

کنگره 60 - درمان اعتیاد...

ما را در سایت کنگره 60 - درمان اعتیاد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: پنجشنبه 24 اسفند 1396 ساعت: 12:47

صفحه بندی