هر انسان، یک آرشیو دارد و این آرشیو مانند یک دِهلیز است که انتها ندارد و وقتی وارد دِهلیز می شویم، در همه سو، درب هایی می بینیم که مانند اتفاقات زندگیِ ماست. چگونه متولّد می شویم، به چه رَوِشی زندگی می کنیم، چگونه وارد تاریکی ها می شویم، چگونه راهنما پیدا می کنیم و راه برایمان نمایان می شود.
باید قَدری از بُعدِ زمانِ حال، بیرون بیاییم و کمی عمیق تر به موضوع نگاه کنیم تا زمانی که بفهمیم، یک فلسفه ای وجود دارد و این اتفاقات دارای یک پُشتوانه است. هر کدام از ما، در صورتِ انجامِ کارها، متفاوت با یکدیگر بوده ایم. هر کدام، تخریب های خاصِ خود را داشتیم ولی، بنیان ها در ما مشترک هستند و اصلی ترینِ آنها این است که ما تقدیری داشتیم که به قدرِ کفایت، در آن دانایی وجود نداشته و این مکانیزمِ تقدیر در جهتِ تکمیلِ خود، این راه را پیش آورده است.
قدرِ عافیت کسی داند که به مُصیبت گرفتار آید. به همین دلیل است که می گویند: میزانِ درکِ روشنایی ها، برابر است با میزانِ درکِ ما از تاریکی ها. در واقع میزانِ درکِ ماست، نَه میزانِ خبردار بودنِ ما. دَرکِ مان نسبت به تاریکی که در آن قرار داریم به چه میزان است؟ وقتی راه را پیدا می کنیم، به همان نسبت، ایمان و نورمان قوی تر است.
به اعتقاد استاد، تمام کسانی که به کنگره راه پیدا می کنند و راهنمایی برایشان فراهم می شود، دقیقاً کسانی هستند که به درکِ از تاریکی ها رسیده اند. تا زمانی که تحت فشارِ تاریکی قرار نگرفته و این سختی ها را درک نکرده باشیم، موتورِ مُحرکِ ما به سمت رهایی، روشن نخواهد شد. بنابراین، بنیان همه ما مشترک است.
دومین بنیانِ مشترکِ بین همۀ ما، عدم آگاهی است؛ نا آگاهی نسبت به فلسفۀ تاریکی و تابلویِ اصلیِ آن برای ما، موادِ مخدّر بوده است. سردار می فرمایند: شما با بدترینِ آدم ها از دیدِ جامعه شروع کرده اید.
آنکه روزی شاهد و خوش رو بُود
گَر سیَه گردد، تَدارک جو بُود
یعنی اگر کسی، اصلِ نیکی را در وجود خود داشته باشد و آلوده در تاریکی ها نشود، در تَدارک برای بازگشت به آن اصلِ پاک، بر خواهد آمد و وقتی از تاریکی ها خارج شود، به آن گوهرِ اصلی، تبدیل خواهد شد و بدون تردید، بار و بَرِ آن به خود و جهانِ پیرامون نیز، خواهد رسید.
کنگره و ساختارِ آن برای ما، اصلی ترین بنیان است؛ یعنی اینجا محلِ کارِ ماست، جایی است که دانش و توانِ لازم وجود داشته و ما می توانیم بیشترین مَنشاءِ اثر در کنگره باشیم و هر تولّد، یادآورِ تازگیِ این اتفاق در کنگره است.
در جمله ای، استاد فرمودند: در گذشته بیشترینِ نیرو برای بدست آوردن صرف می شده ولی برای نگهداری، نیروی زیادی به خرج نمی دادند. به فرض مثال: در علمِ طِب، طَبیبی که سوادِ آکادمیک نداشته، بابت علمِ ارتُوپدی، به یک دانش، دست پیدا می کرده ولی شاید ابزار و یا شاگردی برای ثبت آن وجود نداشته است؛ به طور کلی بشر در درجه دانایی نسبت به گذشتۀ خود بسیار تفاوت کرده است.
هر کدام از ما، اگر در هر کاری تجربه ای داشته باشیم، در صَددِ ثبت آن تجربه بر می آییم و از آن نگهداری می کنیم، با این کار، انسان به راحتی می تواند در مسیر، باقی بماند. در وادیِ چهاردهم می گویند: شما در خط خواهید ماند، باید تلاش کنید تا در خط بمانید.
ما هرگز عمل نخواهبم کرد مگر، فکر و عَقلِمان ما را همراهی کند. مانند یک رودِ جاری است که خود را سیقل داده و به جایگاهِ خود می رسد.
تهیه گزارش-مسافر احسان
لژیون استاد زهرایی
ما را در سایت کنگره 60 - درمان اعتیاد دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 102