معجزه کار در کنگره

خرید بک لینک

 

در بحث ِآموزش و از آموزه هایی که در اختیار انسان قرار می گیرد، استاد فرمودند: اگر از آموزگار آموختی، آموختی؛ وگرنه، روزگار به تو خواهد آموخت. یعنی: وقتی از روزگار گوش نگیریم، روزگار، گوشِمان را خواهد گرفت. اگر از آموزشها و تجربیاتِ اطرافیانِ خود استفاده نگنیم، کسبِ تجربۀ شخصی برایمان بسیار سخت و دشوار و گاهی اوقات دست نیافتنی خواهد بود. ما در کنگره چند مسئله اصلی داریم، بنیان کار در کنگره، خواست است؛ البته این خواستن، فقط به حرف نیست، حتی گاهی اوقات فقط در عمل کردن هم نیست و این مسئلۀ بسیار مهمی است. گاهی اوقات عملکرد نیز نشانه خواست نیست.

رهجو ها در کنگره به چند دسته تقسیم می شوند: یک سری از آنها هستند که، وقتی راهنمایی را انتخاب می کنند، هدفشان از حضور در کنگره فقط وجود راهنمایشان است و در اصطلاح می گویند که، من فقط بخاطر راهنمای خود به کنگره می آیم. این مسئله تا مدتی خوب است اما بعد از آن بی فایده و سَمر خواهد بود. در بَدوِ ورود به کنگره، مانند یک غریب، وارد می شویم و صمیمی ترین شخص در کنگره، راهنمای ماست. در نیمه راه تکیه گاه، راهنماست و در نیمه دیگر، تکیه گاه، کنگره و آموزش های آن است. مانند خدمتگزارن در کنگره مثل: مرزبانان، نگهبان، دبیر، نشریات و غیره که این افراد همیشه پُشتِشان به راهنمای خود گرم بوده و در ادامه راه، تکیه گاهشان خودِ کنگره و آموزشها و خواستِشان است.

بسیاری از سفرِ دومی هایی که همیشه حال خوبی را تجربه می کنند، کسانی هستند که همیشه در جلسات به موقع حضور داشته، فرمان راهنما را به طور کامل انجام داده اند، در جایگاه های مختلفِ خدمتِ سفر اول، خدمت کرده اند و غیره.

معجزۀ کار در کنگره یکی روش علمی و سپس عملی ِ درمان است. ما باید از بازارِ کارِ علمی با خبر باشیم. کنگره برای ما مثل یک دانشگاهِ تمام عیار است. ابزار جراحی را در اختیار ما گذاشته و می گوید: جراحی کن. هر اتفاقی هم که افتاد، پُشتَت به ما گرم باشد.

تمام فعل و انفعالات، در تمام هستی، الگویی است. شکافته شدن بذر گندم، دقیقاً، الگویِ پدید آمدن و شکل گرفتن جنین انسان است. تربیت یک فرزند، دقیقاً شبیه کار جراحی در یک اتاق عمل است. تمام هستی، یک الگو است. ما در اینجا یک الگوی تمام عیار داریم و باید از ثانیه به ثانیۀ آن استفاده کنیم. زیرا تمام لحظاتَش باردارِ ده ها فعل و انفعالات و اتفاق است.

استاد رعد می فرمایند: ناظر باشید، ببینید، بشنوید، بهترین ها را بَهره بردارید و به کار بگیرید.

بیرون آمدن از جهان اعتیاد، کار بسیار سخت و دشواری است. مقصود، قطع مواد شدن نیست، ما می توانیم به قطع مواد برسیم. به اعتقاد جناب مهندس، بیش از 90 در صدِ مصرف کنندگان، با روش DST                می توانند به قطع مواد برسند. اما چند نفر از ما به درمانِ تعادل می رسیم؟ اگر تفاوت در شعورِ انسانی و تعادل در ما از روزی که وارد این مکان می شویم تا روزی که گُلِ رهایی دریافت می کنیم، ایجاد نشده باشد، قطعاً روز اول، حال بهتری از انتها داشته ایم. زیرا ممکن است در زمانی که به تعادل نرسیده ایم، برای دیگران یک خطر محسوب شویم. ما به دنبال اهلی شدن هستیم. بدون آموزش، بدون سفر دُرستِ ایکس و بدون گوش به فرمان بودن، غیر ممکن است به درمان مطلق و تعادل برسیم. این کار در عین سادگی، کارِ بسیار دشواری است و در عین دشواری، بسیار ساده.

اگر اصول اولیۀ رهجویی را رعایت کنیم، دقیقاً مانند آن است که در رودخانه و در جهت مسیرِ حرکتِ آب، شنا می کنیم؛ کافی است خود را بر روی آب رها کرده، به هر جایی که بخواهیم، می رسیم. اما اگر مخالف جهت آب حرکت کنیم، هرگز به نزدیک ترین مقصودِ منظورمان نیز نخواهیم رسید. اگر اصولِ رهجو بودن را رعایت کنیم، بهرۀ بیشتری از زمان و خدماتِ در اختیارمان خواهیم برد و مسافتِ های طولانی را به اختیار خودمان، در کوتاه ترین شکلِ خود، طی خواهیم کرد. وقتی می گوییم درمان و تعادل، یعنی باید دانشِ جهان بینی، نگرش و شناخت، نسبت یه افعال و اندیشه خود، به درجۀ قابل قبولی رسیده باشد که به آن خودشناسی گفته می شود. اکثر آدم ها تا زمان مرگ، نمی دانند که چه چیزی از این دنیا می خواهند.

درارتباط با جهان اعتیاد، سردار می فرمایند: انسانی که وارد جهان تاریکی می شود، مثل آن است که غذا ها و نوشیدنی های خوب را رها کرده و به سراغ چیزی می رود که وعده اولینِ آن، طلا و جواهراست که در ابتدا و در ظاهر به طلا و جواهر می رسد، ولی در ادامه تاریکی و تباهی است.  

اگر از ما بخواهند که تنها یک آرزو و یک خواسته داشته باشیم، به واقع چه چیزی را طلب خواهیم کرد؟ پول و ثروت، جاه و مقام و یا سلامتی و تندرستی؟ قدرت تصمیم گیری در این جایگاه بسیار ضعیف عمل می کند. گاهی اوقات برخی از ما انسان ها، پول و ثروت و راحتی را به سلامتی و تندرستی و تعادل و خانواده و غیره ترجیح می دهیم. بدترین شرایط، جایی است که در این موضوع  از ما، اولویت ها را بخواهند که در این صورت، تصمیم گیری بسیار دشوار خواهد شد. مثلاً به یک مرد بگویند، ثروت یا زن و فرزند؟ یکی از این دو گزینه را می توانی داشته باشی، یا تندرستی و یا پول زیاد. این مطلب، درگیریِ فکریِ بسیار زیادی در فرد ایجاد می کند؛ به خصوص زمانی که تصویرِ هر دو شرایط، همزمان نشان داده شود.

در خصوص اهمیت کنگره و در اولویت بودن آن برای رهجو، استاد فرمودند: اگر اولویت اولِ زندگیِ هر رهجو، درمان و کنگره و رعایت حرمت و قوانین و اجرای وظایف رهجویی باشد، هم درمان صورت خواهد گرفت و هم به ستونی که بتواند به دیگران به نحو احسن، کمک رسانی کرده و خدمت برساند، تبدیل خواهد شد. در مقابل به هر نسبتی که کوتاه بیاید، کوتاه نیز خواهد گرفت. اگر روزگار را جدی نگیریم، به همان نسبت، روزگار نیز ما را جدی نخواهد گرفت. ما وقتی وارد کنگره می شویم، بعد از مدت دو تا سه هفته که دارو در سیستم بدن میزان شد، کاری به دارو نخواهیم داشت. برای مثال: در طی روز چه مقدار به غذا خوردن فکر می کنیم؟ این موضوع، عادت روزمره زندگی ما شده است. وقتی دارو را مصرف می کنیم، به خودیِ خود، وظیفه اش را در بدن انجام می دهد.

ما در این جا یک بنیان داریم که خود، کارِ خود را انجام می دهد و بنیان دیگر، حواسِ ظاهری و حاضریِ ما را طلب می کند و آن بحث آموزش ما در کنگره است. بدبختی و دشواری برای انسان این است که تا خود، تجربه نکند، حرف بر او اثر نمی کند. هر اندازه که راهنما برای فَهماندن حسِ خوب در خدمت کردن، نوشتار خواندن و غیره به رهجو تلاش کند، تا زمانی که خودِ رهجو این وظایف را انجام نداده باشد، هرگز نمی تواند آن حس خوب را تجربه کرده و با تمام وجود درک و لمَس کند.

مشک آن است که خود ببوید، نه آن که عطار بگوید

کنگره جایی است که مبنای کاربردی بودنش، مبنای کاربردیِ بیرون نیست. استاد فرمودند: من و دیگر راهنما ها در کنگره، تمام تلاش خود را برای به درمان رسیدن رهجو می کنیم، اگر رهجو بهره ای نَبُرد، تنها کسی که در این بین سودی نبرده و بلکه ضرر نیز خواهد کرد، خودِ رهجو خواهد بود. اگر به استادی که در دانشگاه درس می دهد، گوش نگیریم، بازنده، قطعاً خودِ ما خواهیم بود.

بهترین اتفاق برای ما این است که، خودمان را زیرِ بارِ مسئولیت قرار دهیم.

خاصیت روان شناختی در انسان این است که نمی تواند در یک نقطۀ نظم باشد و در یک نقطۀ بی نظم، اگر در یک نقطه، نظم پیدا کردیم، باید بدانیم این انظباط به نقاطِ دیگر ما نیز تسلط پیدا خواهد کرد.

گاهی در بهترین شکلِ خود در آموزشِ گروهی، نظم، نقش پیدا می کند.

تهیه گزارش-مسافر احسان

                                                                                                                                              لژیون استاد زهرایی                                                                                                                                      


برچسبها: آموزش, حواس, مسافر سفر اول و دوم, درمان اعتیاد

کنگره 60 - درمان اعتیاد...

ما را در سایت کنگره 60 - درمان اعتیاد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: پنجشنبه 24 اسفند 1396 ساعت: 12:47

صفحه بندی